VPN
اگر به فیلترشکن(VPN) وصل هستید برای دسترسی به تمامی فیلم‌ها و استفاده از حجم اینترنت های رایگان فیلیمو، فیلترشکن خود را خاموش کنید.
خارج از ایران هستم
باشه
بیشتر
کارگردان :
تهیه کننده :
در حال بارگذاری
پله آخر - پلهآخر,	خانوادگی	,	عاشقانه	, فیلم سینمایی , سینما ,  دانلود فیلم  - محصول ایران - - - سال 1390 - کیفیت HD اشتراکی
خرید اشتراک و تماشا

پله آخر

مناسب 17 سال به بالا +17
کارگردان: علی مصفا

لیلی (لیلا حاتمی) ستاره سینماست و به تازگی شوهرش را از دست داده است سر صحنه فیلمبرداری ناگهان مقابل دوربین خنده اش می گیرد و از کار باز می ماند. هیچ کس نمی تواند دلیل خنده هایش را حدس بزند.

%76.6
517 رای ثبت شده
برای نشان کردن فیلم ها و استفاده از پیشنهادات ویژه فیلیمو ابتدا باید وارد شوید ورود یا ثبت‌نام
این فیلم را به لیست فیلم های نشان شده اضافه کنید.
دانلود ورود و تماشا

اینترنت رایگان آسیاتک

ویژه کاربران ADSL

پیش نمایش، تصاویر و برش هایی از فیلم

فیلم های مشابه

بازیگران پله آخر

سایر عوامل فیلم پله آخر

تهیه‌کننده

علی مصفا

فیلم‌نامه‌نویس

علی مصفا

مدیر فیلمبرداری

علیرضا برازنده

نقدهای فیلم پله آخر

  • منتقد: بخش هایی از نقد فیلم پله آخر

    فیلم پله آخر ساخته علی مصفا ، یک فیلم عامیانه پسند نیست بلکه یک فیلمی است با مخاطبان خاص. مخاطبان واقعی سینما که علل حوادث برایشان مهم نیست ولی مخاطب عام سینما باید دلایل وقایع فیلم جز به جز، فریم به فریم برایشان گفته شود .سکانس اولیه این فیلم سکانس پایانی فیلم است. سکانس پر معنی است ، سکانسی که شخصیت اصلی قصه ی ما با بازی لیلا حاتمی بعد از فوت همسرش در یکی از پلان های فیلمبرداری ناخداگاه خنده اش می گیرد . خنده ای که تمامی ندارد و در آخرین سکانس فیلم شخصیت زن قصه ی ما شوهرش را در پشت صحنه فیلمبرداری فرض می کند و فکر می کند مثل همیشه او هست ولی نبود . اما با توجه به همین رویاگونه بودن این شخصیت در پایان متوجه شدیم که این شخصیت از آغاز تا پایان فیلم تغییر اساسی می کند .و وقتی شوهرش را در فضای سورئالی فرض می کند آن پلان را به خوبی بازی می کند . تدوین به روایت فیلم خیلی کمک کرده است چون این فیلم با این موضوعیت و با این حجم دکوپاژ و سکانس های تو در تو مشابه هم ، تدوین کردنش کمی با مشکل مواجه می شود اما تدوینگر این فیلم خیلی ماهرانه عمل کرده است

    بیشتر
  • منتقد: بخش هایی از نقد فیلم پله آخر

    پله آخر فیلم داستان در داستان و به هم ریختن مرز داستان و واقعیت است: آن چه در طول فیلم می بینیم آیا داستان واقعی زن و مردی است یا داستان فیلمی است که زن در آن بازی می کند؟ و فیلمی است استوار بر مونتاژ که با برش زدن از این داستان به آن یکی و تکرار یک موقعیت از دیدگاهی دیگر در جایی دیگر، ما را به درون زمان و مکان فانتزی و غیرممکن می برد. امّا این چیزها هیچ باعث نمی شود که فیلمی یک فیلم خوب بشود. این چیزها این روزها به شدّت باب است و من شخصاً نسبت به ارائه آن به عنوان نوآوری و تجربه گرایی آلرژی دارم. باید دید فیلمساز در کاری که کرده تا چه اندازه تبحر به خرج داده و فیلمش در پرداخت این ایده تکراری چه نگاه یا حرف بکری دارد؟

    بیشتر
  • منتقد: امیر اهوارکی

    فیلم پله آخر روایت یک مرد مرده به نام خسرو است که در همان ابتدا می گوید که وقایع را بدون ترتیب بیان خواهد کرد. او قصۀ خود را از یک فیلم در فیلم آغاز می کند، وقتی که همسرش لیلی بعد از مرگ او به هنگام بازی در یک نقش جدی خنده اش گرفته است.

    دومین فیلم علی مصفا بعد از ساختۀ اولش سیمای زنی در دور دست (1382) نسخه ای وطنی است از فیلم شگفت انگیز ممنتو/ یادآوری/ کریستوفر نولان (2000) که با به هم ریختگی زمان، قصه اش را از آخر به اول روایت می کند، مانند متنی که پارگراف هایش از انتها به آغاز خوانده شوند. به ناچار در نوبت بعد که فیلم در حال روایت سکانس قبلی (به لحاظ زمان خطی) است مجبور می شود که ابتدای سکانس بعدی را که قبلاً نشان داده را نیز تکرار کند و این گاهی جذاب است و گاهی نیز آزار دهنده خواهد بود. جناب علی مصفا که زمانی فقط بازیگر بود فیلمنامۀ این فیلم دومش را نیز نوشته است.

    راقم بعد از جلسۀ مطبوعاتی فیلم در برج میلاد شباهت پلۀ آخر را فیلم با یادآوری ساختۀ کریستوفر نولان یادآور شدم ولی علی مصفّا آن را منکر شد و گفت اصلاً این فیلم را ندیده است. نیما حسنی نسب هم که ملازم جناب مصفا بود از او دفاع کرد و گفت قصۀ دو فیلم با هم فرق دارد. بنده نیز همانجا اظهار تردید کردم که واقعاً او فیلم ممنتو (یادآوری) را ندیده باشد و به نظرم می رسد که فرم ساختاری فیلم از آن فیلم اخذ شده است. در تیتراژ، نام دو قصه که فیلم از روی آنها اقتباس آزاد کرده مذکور است: مردگان/ جیمز جویس، مرگ ایوان ایلیچ/ لئو تولستوی. اما اینها کفایت نمی کند که بگوییم کارگردان صداقت لازمه را داشته و منابع اقتباسی خود را معرفی کرده است. زیرا فرم و ساختار معکوس فیلم به طور انکار ناپذیری به فیلم یادآوری از نولان شبیه است.

    فیلم دو ایراد اساسی دارد. اول اینکه مرگ به دست انسان نیست که با تشخیص غلط یک پزشک (علیرضا آقاخانی) برای کسی همچون خسرو (علی مصفا) رخ بدهد، خصوصاً که این دکتر عملاً یک شخص خائن به حساب می آید، کسی که از کودکی شیفتۀ لیلی (لیلا حاتمی) همسر خسرو بوده و تشخیص نادرست و عمدی دکتر موجب مرگ او شده است. این مسئله از قصۀ دوبلینی ها نوشتۀ جیمز جویس اقتباس شده که همین بخش از آن به توسط دکتر برای مادرش روخوانی می شود. اما چگونه تشخیص غلط و عمدی یک پزشک باعث مرگ کسی می شود؟! به عبارت دیگر به دعای گربه سیاه که باران نمی آید!

    شاید در اینجا کارگردان یا طرفداران فیلم بخواهند به قاعدۀ جذب متوسل شوند که فکر کردن به چیزی آن را برایمان پیش خواهد آورد. اما مسئلۀ مرگ ربطی به قاعدۀ جذب ندارد، آن قاعده در مورد کسب منافع دنیوی است و در قرآن مجید به عنوان یک قانون و سنت الهی تبیین شده. (در إسراء/ 18 تا 21 خداوند می فرماید که برخی از کسانی که به دنبال منافع دنیوی بروند را به خواسته شان می رساند اما تمام کسانی که در پی منافع اخروی باشند بهره مند می سازد و سعی ایشان تباه نخواهد شد.)

    باید تأکید کرد که مرگ اختصاصاً به دست خدا است و کسی نمی تواند اجل خود را پیش و پس بیاندازد هرچند که به رفتن یا نرفتن به جهان آخرت بسیار شایق باشد. اگر قرار بود هر کس که به مرگ فکر می کند به زودی بمیرد اولیاء خدا باید زودتر از همه می مردند. البته فیلم پلۀ آخر سعی کرده تا برای این مسئله تدبیری بیاندیشد و لذا مرگ خسرو را به سبب زمین خوردن در پلۀ آخر حیاط خانه قلمداد کند، پله ای که کمی بزرگتر از سایر پله ها از کار درآمده است. ولی اگر خسرو چنانکه خود می گوید آنچنان معمار بادقتی است که به جزئیات بنا نظارت و حساسیت دارد چطور در خانۀ خودش چنین خبطی رخ نموده است؟ مگر نوبت اول بود که او از آن پله بالا می رفت؟! به هر حال دیده می شود که چاره ای که جناب مصفّا در این شش سال فاصلۀ نگارش فیلمنامه تا ساخت آن، اندیشیده این مسئله را حل نکرده است.

    ایراد دیگر فیلم آن است که مخاطب راز فیلم که مرگ خسرو به دلیل تشخیص غلط است را در همان اوایل می فهمد، رازی که روایت آن تا انتهای فیلم طول داده شده و گاهی با سکانس هایی که تکرار می شوند حوصلۀ تماشاچی را سر می برند. آنچه برای بخش انتهایی فیلم مانده از قصۀ مردگان نوشتۀ جیمز جویس اقتباس شده است. لیلی در یکی از نریشن های محدود خود از نوجوانی به نام عیسی خبر می دهد که در همسایگی منزل آنها در تفرش بوده و یک شب تا به صبح زیر باران در مقابل منزل آنها ایستاده و صبح از عشق او خودکشی کرده است. این مسئله نیز با تفحص خسرو در تفرش، برای تماشاگر روایت می شود و پس از مرگ خسرو می فهمیم که آن نوجوان در واقع خودکشی نکرده و او همین دکتر امین عارف است که نسخۀ غلط برای خسرو پیچیده تا او را از میدان به در کند.

    ماجرا وقتی کاملاً واضح می شود که لیلی بعد از مرگ شوهرش به مطب امین عارف می رود. در آنجا دکتر به ماجرای آن شب بارانی در تفرش اشاره می کند. اما لیلی نه تنها از این ماجرا متعجب نمی شود بلکه به او لبخند هم می زند. انتظار مخاطب آن است که لیلی هم مثل شوهرش ندانسته باشد که این پزشک که به تازگی پس از سال ها از خارجه برگشته، همان نوجوان عاشق پیشۀ تفرشی است که می گفتند از عشق او خودکشی کرده است.

    سکانس گفت وگوی لیلی و دکتر در مطب، به طور ضمنی حکایت دارد که لیلی از راز مگوی دکتر باخبر بوده است. لذا فیلم به طور غیرصریح اکراه لیلی از خسرو را مطرح می کند. البته چون مسئلۀ خیانت زن شوهردار جزو خطوط قرمز سینمای ایران محسوب می شود فیلمساز ناچار شده است تا این روایت پیچیده را برای بیان آن برگزیند. در اینجا برخی دقایق فیلم که این احتمال را تأیید می کنند ذکر می کنیم:

    1. لیلی می دانسته که دکتر امین همان عاشق نوجوان او در تفرش است، لکن شوهرش را فریب داده که آن نوجوان نامش عیسی بوده و در همان تفرش خودکشی کرده و مدفون شده است

    2. مونولوگ خسرو که خبر می دهد لیلی نمی خواسته از او بچه ای داشته باشد

    3. پیشنهاد لیلی به کارگردان فیلمی که در آن بازی می کند به اینکه دکتر امین عارف بازیگر نقش شوهر او در فیلم باشد

    4. ماجرای خندۀ غیرمترقبه و تکرار شوندۀ لیلی به وقت فیلمبرداری فیلمی که در آن بازی می کند که اتفاقاً پس از مرگ شوهرش نیز بوده است

    5. نزدیک شدن دکتر امین به این خانواده نیز احتمالاً به سبب لیلی ممکن شده است. زیرا که خسرو در نزد یکی از اطبای فامیل به غیرمتعارف بودن دکتر امین اشاره نموده و از روابط سرد خود با او خبر داده بود

    6. واقعۀ عصبانیت لیلی و خرد کردن نوار کاست با یخ شکن، و اصابت ناگهانی آن به سر خسرو نیز می تواند در این مقوله دسته بندی شود

    7. انتخاب نام «امین عارف» برای این دکتر خیانت کار نیز در واقع نوعی هجو فیلمساز علیه او است، چیزی که فیلم از ابتدا به وقت تسلیت گفتن دکتر به لیلی به کار می گیرد

    اما آنچه ظاهراً مخالف این تفسیر از فیلم می تواند قلمداد شود سکانس پایانی قهوه خانه است که ما بدون آنکه گفت وگوهای لیلی و دکتر را بشنویم عصبانیت و برخاستن لیلی را می بینیم. ظن غالب آن است که دکتر با از میدان به در کردن خسرو، حالا در اینجا از لیلی خواستگاری کرده است. اما می توانیم عصبانیت لیلی و ترک کردن او را اینطور تعبیر کنیم که دکتر در حضور لیلی به تشخیص طبی غلط و عمدی خود که منجر به مرگ خسرو شده اعتراف کرده است.

    به این ترتیب می توان حکم کرد که فیلم پلۀ آخر توانسته با به کار گیری این روایت پیچیده عملاً به یکی از خطوط قرمز سینمای ایران وارد شود و ممیزان وزارت ارشاد هم متوجه قضیه نشوند. و این همان موضوعی است که بنده از فکر کردن به آن مشمئز می شوم. مسئلۀ خیانت زن شوهردار نخستین مرتبه در فیلم نوبت عاشقی/ محسن مخملباف (1369) مطرح شد که باعث توقیف فیلم گردید. در بهمن سال 1390 نیز فیلم برف روی کاج ها نوشته و ساختۀ پیمان معادی در جشنوارۀ فجر سعی در توجیه نوعِ دو طرفۀ این مسئله داشت که خیانت در جواب خیانت ایرادی ندارد! در بهمن 1389 نیز فیلم آلزایمر/ احمد رضا معتمدی را در جشنواره دیدیم که در آن نعیم (فرامرز قریبیان) عاشق آسیه (مهتاب کرامتی) همسر برادر خود امیر قاسم (مهدی هاشمی) است که از بیست سال قبل ناپدید شده و همه بجز این زن گمان دارند که او مرده است. لذا نعیم اصلاً ازدواج نکرده منتظر جواب آسیه است. و عجیب تر اینکه آن فیلم و فیلمساز ادعای دین و صلاح هم دارند.

    در پلۀ آخر می بینیم که خسرو برای اولین مرتبه به پشت صحنۀ فیلم می رود تا بازی زنش را ببیند. لیلی در آن شب احتمالاً از حضور او عصبانی شده و لذاست که به دیگران پرخاش می کند. اما در انتهای فیلم حضور مجدد خسرو در پشت صحنۀ این فیلم چه معنایی می تواند داشته باشد؟ اگر او در این وقت مرده است پس این حضور عملاً جسمانی نیست و جناب کارگردان به این نحو از نگرانی خسرو و مراقبت او از همسرش حکایت دارد. این مسئله در فیلم حس ششم (1999) ساختۀ شیامالان به نحوی دیگر دیده می شود. در آن فیلم مخاطب در انتها متوجه می شود که بروس ویلیس در طول فیلم عملاً یک روح بوده است. لذا غیرت ورزی او بر زنش عملاً ناموجه بوده و زنش در دوستی با آن مرد مرتکب خیانت زناشویی نشده بلکه قصد ازدواج مجدد داشته است.

    بعضی از عوامل سینمای ایران در فیلم پلۀ آخر در نقش های واقعی خودشان بازی کرده اند، مانند: نظام الدین کیایی (صدابردار) و امیر سیدی (دستیار کارگردان). همچنین علی مصفّا برخی وقایع و جزئیات فیلم را از زندگی واقعی خود وام گرفته است. پدر او اصالتاً تفرشی است و یکی از روستاهای تفرش در این فیلم لوکیشن دوم داستان است، همچنین است معمار بودن خسرو با توجه اینکه علی مصفا که نقش او را بازی کرده تحصیل کردۀ رشتۀ عمران است، لیلا حاتمی همسر علی مصفّا دو خصلت واقعی خود را به فیلم آورده است. او اولاً همسر خسرو است و ثانیاً بازیگر سینما.

    فیلم پلۀ آخر را می توان یک هشدار غیر واضح و کم رنگ نسبت به موضوع خیانت زنان در خانواده تلقی کرد مسئله ای که اگرچه در غرب رواج یافته است اما هنوز هم در همان کشورها قبیح شمرده می شود، و این به سبب فطرت انسان و آفرینش خاص زنان است که حامل فرزند هستند. در جوامع دینی، به سبب ایمان اغلب مردم این واقعۀ شنیع بسیار قلیل رخ می دهد هرچند نمی توان تماماً آن را منکر شد.

    تاکنون خیانت مرد در خانواده موضوع ساخت فیلم های بسیاری قرار گرفته است که در اغلب آنها ازدواج مجدد شوهر، خیانت زناشویی تلقی گشته و به این ترتیب منظر فیلم در تضاد با شرع مقدس قرار می گیرد. اما مسئلۀ خیانت زنان در خانواده به سبب مسائل ممیزی که به سبب حفظ سلامت جامعه اتخاذ شده تاکنون ناگفته مانده است. لکن در بهمن ماه در جشنوارۀ سی ویکم فجر فیلم به خاطر پونه ساختۀ هاتف علیمردانی به روش غیرواضح دیگری به این مسئله می پرداخت. درست در وقتی که شوهر (فرهاد اصلانی) از مسافرت فرد مظنون به آلمان مطمئن شده و با خاطری آسوده برای توجه به همسرش پونه (هانیه توسلی) به خانه آمده بود نامۀ خداحافظی او را در خانه یافت که حکایت داشت که پونه از شک و غیرت ورزی مرد به ستوه آمده با بخشیدن مهریه قصد جدایی دارد. این سکانس انتهایی فیلم ایهام دارد. زیرا از سوی دیگر می توان احتمال داد که پونه زندگی خانوادگی را ترک کرده تا از پی آن مرد مظنون به خارجه برود!

    بیشتر

دیدگاه‌های فیلم پله آخر

  • u u_6635130 12 مهر 1397
    اینكه فیلمى عام پسند نباشه مطمئناً مخالفان زیادى هم پیدا میكنه.فیلمى بسیار خوش ساخت از على مصفا خوش فكر و كار درست
  • u میترا 8 مهر 1397
    فیلم قشنگ و متفاوتی بود
  • u نفیسه دیم کار 10 شهریور 1397
    یکی از معدود فیلم های خوب ایرانی
  • u مبین 14 مرداد 1397
    یه لحظه از فاز روشن فکریتون بیاین بیرون میدونم همتون الکی میگین فهمیدیم و واقعا عالی بود اینا همش ژستای روشنفکریه چون سه چارتا سایت و ... خوندین که این فیلم یکم پیچیدس و شاید مخاطب عام خوشش نیاد یه لجظه به خودتون بیاین بگین کجاش خوب بود بگین ما هم بدونیم
  • b بهرام رجبی Bahram.Rajabi 6 مرداد 1397
    وقتی ۲۰ دقیقه اول فیلم و نفهمی بهتره به دیدن ندی فیل نامتون تو هلقم
  • a alaplatinum 5 تیر 1397
    یکی از بهترین فیلمای ایرانی که دیدم ..........
  • u ؟ 22 اردیبهشت 1397
    من اصلااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستش نداشتم
  • u u_3725114 20 اردیبهشت 1397
    چرا فیلم در دنیای تو ساعت چند است ؟ موجود نیست ؟!
  • u u_3975412 16 اردیبهشت 1397
    این فیلم رو باید بار ها دید واقعا عالییییییییییییی
  • u u_4079066 11 فروردین 1397
    دوسش داشتم
  • u ISHU7716 6 بهمن 1396
    خیلی فیلم قشنگی بود البته نیاز به دقت زیادی داشت تا بفهمی جریان چیه ولی چون بیننده الان سینما معمولا بی حوصله است و همه فیلمها با سرعت روایت میشه شاید اکثریت خوششان نیاد
  • r راز 4 دی 1396
    خیلی دلم برای لیلی سوخت...خیلی واقعی بازی شده بود
  • m Miladghotbi 29 مرداد 1396
    چیزهایی هست که نمیدانی و در دنیای تو ساعت چند است رو هم اضافه کنید
    فیلم سرب از مسعود کیمیایی و فیلم های کاهانی رو هم روی سایت قرار بدین
  • u u_2579944 18 تیر 1396
    بسیار عالی بود
  • u u_2110415 10 اردیبهشت 1396
    خیلی بی معنی بود
  • j jahanban 18 آذر 1395
    اوّلاً که این فیلم درجه 1 هست و من 6 بار توی سینما دیدمش. ثانیاً لطف کنید و «سیمای زنی در دور دست» ساخته ی آقای علی مصفّا را با کیفیّت بالا در سایت قرار بدهید.
  • m محمد فضل اللهی 1 شهریور 1395
    8